بر هدف خورده تیر آه من از طبق تابید قرص ماه من
گشته ویرانه از رخت گلشن
مرحبا بابا چشم ما روشن
ای سر خونین یا تبسم کن یا بیا و قدری تکلّم کن
این دل شب باش هم سخن با من
مرحبا بابا چشم ما روشن
ای سرم شبها روی دامانت یاریم کن از لطف و احسانت
تا سرت گیرم بر روی دامن
مرحبا بابا چشم ما روشن
ای بقربانِ صوت قرآنت از چه بشکسته درّ دندانت
رفته بودی در خانۀ دشمن
مرحبا بابا چشم ما روشن
امشب ای بابا بر تو میمیرم از لبت آنقدر بوسه میگیرم
تا برون آید جان من از تن
مرحبا بابا چشم ما روشن
کن نگه ای ماه عزا خانه هستیم باشد کنج ویرانه
این گلیم و این کهنه پیراهن
مرحبا بابا چشم ما روشن
من چهل منزل بار غم بردم تو نگه کردی من کتک خوردم
گریه کردم در بین مرد و زن
مرحبا بابا چشم ما روشن
مسافران صفر یک - غلامرضا سازگار